كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
309
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
قُلْ بگو اى محمد لا أَجِدُ نمىيابم فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ در آنچه به من وحى كردهاند مُحَرَّماً چيزى كه حرام كرده شد عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُهُ برخورنده كه بخورد آن را إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً مگر آنكه باشد آن چيز مردا أَوْ دَماً مَسْفُوحاً يا خون ريخته شده مراد خونى است كه در وقت ذبح از اوداج مذبوح رود يا در زندگى ازو بيرون آيد و جگر و سپرز درين داخل نيست أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ يا گوشت خوك و آنچه ازو توان خورد فَإِنَّهُ رِجْسٌ پس به درستى كه او نجس است أَوْ فِسْقاً يا كشته شد بفسق و آن چهارپايه است كه أُهِلَّ آواز برداشته شده است لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ براى غير خداى بوقت كشتن او يعنى آنچه بر نام غير خداى كشته باشند و آن را فسق گفت زيرا كه بدان عمل فاسق مىشوند فَمَنِ اضْطُرَّ پس هر كه به بيچارگى درمانده شود غَيْرَ باغٍ نه ستمكار بود بر بيچاره مثل خود وَ لا عادٍ و نه از حد درگذشته در خوردن زيادت از ضرورت فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ پس به درستى كه پروردگار تو آمرزگار است مؤاخذه نه كند آن را كه به ضرورت از محرمات تناول كند رَحِيمٌ مهربان است كه بيچارگان را در ان رخصت دهد وَ عَلَى الَّذِينَ هادُوا و بر آن كسانى كه يهوداند حَرَّمْنا حرام كرديم كُلَّ ذِي ظُفُرٍ هر جانورى كه ناخن دارد چون شير و سباع و طيور و گفتهاند هر چه منقار و سم دارد درين داخل است و در معالم آورده كه مراد شتر است و شترمرغ و بط كه بر ايشان حرام بود وَ مِنَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ و از گاو و گوسفند حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ حرام كرديم بر ايشان شُحُومَهُما پيهاى كه در درون ايشان بود چون پيه گرده و غير آن إِلَّا ما حَمَلَتْ مگر آنچه برداشته بودى ظُهُورُهُما پشتهاى ايشان يعنى چسپيده بود بر پشت و پهلوى ايشان از درون و بيرون أَوِ الْحَوايا يا آن چربى كه متعلق بودى به رودههاى ايشان أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ يا آنچه آميخته بودى با استخوان چون ذنب و پيه بناگوش و مغز استخوان ذلِكَ تحريم اين چيزها جَزَيْناهُمْ پاداش داده بوديم جهودان را بِبَغْيِهِمْ بسبب ظلم ايشان وَ إِنَّا لَصادِقُونَ و به درستى كه ما راستگويانيم در خبر دادن از همه چيز .